خانه عناوین مطالب تماس با من

مدرسه موش ها

مدرسه موش ها

روزانه‌ها

همه
  • مسافرشب دوست وشاعر

پیوندها

  • چارلی
  • فتوبلاگ سینا امامی
  • جاویدان ۸۸
  • فرهنگ ۷۲
  • ماهی بالی
  • رضا آشفته
  • اگه بیای (وبلاگ گوهی)
  • گربه ایتالیایی
  • اشکت
  • سوز لوار
  • دانلود & آموزش
  • موروک گلمپا
  • کاپوچینو با طعم پاییز
  • ضجه
  • چمک
  • علم بهتر است یا انسانیت
  • یوهن هر
  • سهمار
  • مرگ گروم
  • گروه تیاتر قاصدک ماهشهر
  • انجمن نمایش
  • عروسک خیمه شب بازی
  • اخبار گروه جی بل
  • مراج85
  • راما(فتحی مقدم)
  • کیمیاگر جنوب

دسته‌ها

  • تخصصی 2
  • نمایش نامه 2

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • بالاترین لذت
  • ب ه ر و ز م
  • انالله و اناالیه راجعون
  • چه زیباست باز گشت به سوی او...
  • مرا می بوسد

بایگانی

  • مرداد 1391 1
  • فروردین 1390 1
  • بهمن 1389 1
  • آذر 1389 1
  • آبان 1389 1
  • مهر 1389 1
  • شهریور 1389 2
  • مرداد 1389 1
  • تیر 1389 1
  • خرداد 1389 1
  • فروردین 1389 2
  • اسفند 1388 2
  • دی 1388 1
  • آبان 1388 2
  • مهر 1388 2
  • شهریور 1388 2
  • مرداد 1388 2
  • تیر 1388 2

آمار : 40308 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • بالاترین لذت دوشنبه 23 مرداد‌ماه سال 1391 13:00
    بالاترین لذت در جهان کشف شد!! طبق تحقیقات موسسه بین المللی روانشناسی فلوریدا ( SFI ) که نتیجه تحقیقات آن تابستان سال گذشته در مجله معتبرعلمی article scientific چاپ شد نشان میدهد که از بین 500 هزارنفر از افراد دانشگاهی و شهروندان عادی بیشترین لذت انسانی را relieve (ریدن ) معرفی کرده اند. طبق این نظر سنجی ، این پدیده...
  • ب ه ر و ز م یکشنبه 14 فروردین‌ماه سال 1390 18:01
    به روزم........
  • انالله و اناالیه راجعون سه‌شنبه 5 بهمن‌ماه سال 1389 09:28
    راز حرکت گنجشک های توی قبرستون چیه؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
  • چه زیباست باز گشت به سوی او... دوشنبه 15 آذر‌ماه سال 1389 21:09
    چند دقیقه پیش شاهد یک مرگ بودم. مرگی زیبا با غرور آماده از نگاهش فهمیدم آب می خواد آب آب آب نمی دون چرا با خوردن آب آروم نگرفت و بیش تر به خودش پیچید واسش شعر خوندم آروم شد نگاهم کرد لالایی خوندم بال هاشو باز کرد بال زد پای چپش رو تکون داد نمی دونم چند بار بال هاشو بست پف کرد سینشو به جلو داد پاهاشو توی هم قلاب کرد...
  • مرا می بوسد سه‌شنبه 25 آبان‌ماه سال 1389 19:44
    آفتاب سرد مرا می سوزاند دریای آرام مرا میبلعد آسمان صاف مرا غرق میکند ماهی قرمز درون تنگ مرا نیش میزند چشم هایم کر شده اند گوش هایم کور میشوند و خدا مرا می بوسد...
  • نمیشه خداحافظی کرد پنج‌شنبه 8 مهر‌ماه سال 1389 14:27
    الان یه هفته از باز شدن مدرسه ها میگذره . امسال میخواستم با خیلی از چیزا خدا حافظی کنم. با آخر کلاس نشستن،حرف نزدن سرکلاس،نوشتن و خوندن همیشگی درسام و دوستای قدیمیم که چند سال باهم سرکلاس، میز آخر حرف و ننوشتن گذروندم ،خدا حافظی کنم. ولی انگار نمیشه با اینا خداحافظی کرد. امسال اولین سال جدا شدن از دوستامه هرکدوممون...
  • ... پنج‌شنبه 25 شهریور‌ماه سال 1389 13:39
    نمایش رویاهای خلیج فارس به کارگردانی سیروس کهوری نژاد از روز جمعه ۲۶شهریور ماه به مدت ۱۲روزساعت۱۹در فرهنگسرای طوبی اجرا میشود گروه هنری جی بل حاصل کار، طرح کار گروه شهرستان از طرف مرکز هنرهای نمایشی ؛ انجمن نمایش تهران است . این کار گروه در تاریخ 15 تیر ماه 89 به مدت 8 روز با آموزشهای مقدماتی توسط آقای بهرام تشکر...
  • سنگ سنگ دل نیست پنج‌شنبه 18 شهریور‌ماه سال 1389 12:54
    کاش سنگ بودم می شکستم خانه ای می شدم خاک میشدم غذایی میشدم کاش سنگ بودم تا گرمای مادرانه خورشید را در خود جای دهم و از محبت پدرانه ماه بشکنم کاش سنگ بودم تا نوید شادی بخش برای مرده ای باشم کاش سنگ بودم اما سنگ دل نبودم کاش سنگ بودم سنگ در ننگ نیست سگ سنگ دل نیست سن سنگ کم نیست ضربه دوسنگ بازی کودکانه است بیدار کردن...
  • نمی دونم پنج‌شنبه 14 مرداد‌ماه سال 1389 12:39
    دوستت دارم بابا این جمله رو پشت در حیاط خونه ای با دست خطه شکسته دیدم، که سالهاست که رنگ که پدر داشتن رو به خودش ندیده. ولی با دیدن این جمله نمی دونستم باید خوشحال باشم یا ناراحت. بابا سالهاست که رفته ولی هنوز دوستش دارن. دختر بچه ای که سالها رفته ولی هنوز مادرش روز تولدش براش کیک تولد درست میکنه . این خوبه یا بد؟ نمی...
  • سکوت بسه سه‌شنبه 15 تیر‌ماه سال 1389 15:14
    از سکوت خسته شدم می خوام دهن باز کنم. چرا همه ساکتن؟ چرا همه بیخیال شدند؟ پس کجان اونایی که ادا هنرمند بودن میکردن؟ چرا همه منتظر بغل دستی هستن؟ چرا کسی چیزی نمی گه؟ چرا همه دارن بزرگ شدن شکم فلانی ها رو می بینن ولی چیزی نمی گن؟ چقدر این فلانی ها حرف میزنند پشت این تریبون و پشت اون میکروفن تو این جلسه و توی اون...
  • ... پنج‌شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1389 17:45
    ........................................................................ .......................................................................... . . . . !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حالا شما میگید من چی کار کنم؟
  • بازی وبلاگی سه‌شنبه 17 فروردین‌ماه سال 1389 22:04
    ممنون از چارلی که دعوتم کرد. 1.عیدی ۲.نون بالا تابه ۳.خبر ۴.چشمه ۵.کوه ۶.آش ۷.خواب دوستایی که دعوت می کنم: یعقوب،سهمار،جغد بندری،موروک گلمپا،روزنه،یوهن هر،ماهی بالی
  • من عیدی می خوام یکشنبه 1 فروردین‌ماه سال 1389 21:34
    یا مقلب القلوب والابصار یا محول الحول و الاحوال یا مدبر الیل و النهار حول حالنا الی احسن الحال بهترین عیدی برای من اینه که بخنده هرکه نمی خنده و انشاالله وضع تئاتر و انجمن نمایش استان بهتر بشه
  • مثل استفراغ آبکی سه‌شنبه 11 اسفند‌ماه سال 1388 20:19
    تازگی ها سریال کره ای به اسم پسران برتر از گل دیدم. یه سریال عامه پسند که اکثر نوجوان ها عاشقش شدند. سریال بدی نبود چون اگه بود این قدر طرفدار نداشت(بگذریم که ما چیز هایی رو دوست داریم که هیچی از اون نمی دونیم) . یه چیز که برای من خیلی جالب بود این بود که اکثر بازیگرها مدل بودند.این سریال تفاوت چندانی با سریال های...
  • باران چهارشنبه 5 اسفند‌ماه سال 1388 20:54
    آمده ام به زیر باران تا کسی فرق اشک های مرا با باران نداند آمده ام به زیر باران تا اشک هایم را با باران تقسیم کنم آمده ام به زیر باران تا غم هایم را با آسمان شریک بدانم آمده ام به زیر باران تا درد هایم را به قطره های باران بگویم آمده ام به زیر باران تا شاید بلبل پر گشته ام را ببنیم آمده ام به زیر باران تا ...
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 1 دی‌ماه سال 1388 19:04
  • مسابقات استانی ووشو چهارشنبه 20 آبان‌ماه سال 1388 19:00
    با شگاه تختی با کسب مقام اول تیمی در بخش سانشو وتالو: دربخش سانشو مقام اول: حمیده دهقانی ـ ندا داوری ـ فضه دهقانی ـ مطهره غلام زاده. آزاده کدخدایی ـ ام البنین جایباش . مقام های دوم: نرگس مسافری ـ سمیرا مومنی ـ زهرا سلیمانی . در بخش تالو مقام های اول: ندا داوری (۳طلا) ـ زهرا باغبان (۲طلا) مقام های دوم: زینب یزدانی...
  • جملاتی که برای من جالب بود سه‌شنبه 5 آبان‌ماه سال 1388 17:05
    اکثرمردم شر را آسان تر ازخیر باور دارند مخفی کردن لازم است اما مخفی شدن هرگز رنجرا باید همان طور که هست بیان کرد زندگی واقعی دیده نمی شود خوش آنکه جوانی جوان بود اماصد بار خوش تر آنکه جوانی خودتا لب گور از دست نداد باید آزاد اندیش بود آنچنان که از نوشتن حماقت ها هراسی نداشته باشیم چخوف اگر می خواهی هستی را بشناسی خود...
  • [ بدون عنوان ] دوشنبه 13 مهر‌ماه سال 1388 17:09
  • این هم یکی از هنر های من دوشنبه 13 مهر‌ماه سال 1388 17:07
  • [ بدون عنوان ] جمعه 27 شهریور‌ماه سال 1388 21:05
    اسلامُ علیک یاعلی بن موسی رضا
  • [ بدون عنوان ] شنبه 14 شهریور‌ماه سال 1388 11:18
    تا چند وقت دیگه منتظر اتفاق جدیدی در وبلاگم بشین
  • هیچ شرایطی دروغ را مجاز نمی داند چهارشنبه 28 مرداد‌ماه سال 1388 11:22
    هیچ شرایطی دروغ را مجاز نمی داند اما من میگم خود این حرف هم دروغه.معلوم نیست این چخوف در چه حالتی بوده که این حرف رو زده .بچه وقتی بچه ست بهش میگن دروغ بده .اما این بچه مادر مرده از کجا بفهمه که دروغ چیه همه ی ما مثل نوار ضبط کردیم که دروغ بده . ولی کو دروغ ؟ ماها راستگو بدنیا میایم راستگو از دنیا می ریم .دروغی وجود...
  • صائقه چهارشنبه 14 مرداد‌ماه سال 1388 16:54
    «به نام خدا» (صحنه بازجویی .رباب وبازپرس روبه روی هم دیگرنشسته اند.) -انگیزت ازاین کارچی بود؟ سکوت -جوابم روبده (رباب پارچ شیشه ای راازروی میز برمیدارد و سر می کشد.نورمیرودومی آید.بازپرس وشاهدروی صحنه هستند.) -انگیزت ازاین کارچی بود؟ -حقش همون بودخیانت کرده بود -چراخیانت کرد؟ -چون فرارکرد -ازچی فرارکرد؟ -نمی دونم...
  • { } یکشنبه 28 تیر‌ماه سال 1388 16:32
    «بسم تعالی» (نورمی اید) (روی صنه یک میز که دوطرف آن صندلی گذاشته شده ودو مردنشسته اند.مرد1روبه مرد2ومرد2روبه تماشاچی نشسته اند. مرد1درحال شیرین کردن چیزیست ومرد2روزنامه ای جلو صورتش گرفته است.سکوت وفقط صدای شیرین کردن می آید. بعداز1یا2دقیقه تلفن زنگ میخورد بعدازچندبوغ تلفن روی پیغام گیرمی رود .) -سلام قدم نورسیده...
  • ای ابله یکشنبه 28 تیر‌ماه سال 1388 16:29
    «به نام خدا» تئاترچیه؟ تئاتریا تآتردرفرهنگ لغت فارسی به معنای : محلی که درآن نمایش می دهند.تماشاخانه.یکی از هنرهای ترکیبی که تلفیقی ازهنرهای معماری، حجاری، نقاشی، ادبیات وموسیقی است و............................................ یعنی تئاترهمین ؟پس تکلیف اونایی که میان می بینند چیه؟ میگن ممکنه یه تئاترخوب زندگیه یه آدم...